خرید بک لینک

من نمیدانم این زندگی تا به کی قرار است روی همین ضربآهنگ به پیش رود. تصور کن کتابی را میبندی و سپس صفحات آن از پشت جلد دیده میشوند. آن را به کمد میگذاری و لحظهی بعد دوباره روی میز کارت سبز میشود. از اتاق بیرون میروی و باز میبینی طوری خودش را دم دستت رسانده است. تسلیم میشوی و به سراغش میروی تا آن را بخوانی، اما تا به او دست میزنی فرار میکند. چه مرگت است؟ یا بیا و بگذار بخوانمت، یا برو توی طاقچه و بگذار تا ابد رویت را غبار بگیرد.

برچسب: نویسنده: ترانه قربانی تاريخ: چهارشنبه 28 ارديبهشت 1401 ساعت: 14:03

صفحه بندی