باعث نخواهد شد که تن خسته ات در پایان روز، خوابآلود نباشد.
باعث نخواهد شد که روح فسرده ات، چشمان خمارت و ذهنی که نایی برایش نمانده تشنهی به خواب رفتن نباشد.
باعث نخواهد شد که بیدار بمانی و طلوع خورشید های مکرر را تا ابد به تماشا نشینی. تو چشمانت را خواهی بست، حتی اگر همه چیز تمام شود.
و اکنون که چشمانم از درد فریاد های خیسشان را به حفره های پرناشدنی زندگی پاره پاره ام میریزند و اکنون که امید جایی در ذهنم بی وقفه خمیازه میکشد،
به تماشای این رنج بیدار نخواهم نشست.
وقت خوابیدن کم کم فرا میرسد،
دوستان من، شب بخیر.
برچسب:
نویسنده: ترانه قربانی