Cieli Di Amore

خرید بک لینک
پنجاه دقیقه‌ی مکتوب همیشه این درگیری مرا آزار داده است که چطور تلاش برای بیان احساسات، مسائل و وجوهی از دنیای واقعی ما در متن، ما را به قلمرویی پست‌مدرن می‌اندازد.مثلا اگر از مفاهیمی همچون تیغ و آینه و درشکه و مزرعه و چیزهایی از این دست حرف بزنی همه‌چیز سر جای خودش خواهد ماند، اما همین که بخواهی از یک اتومبیل به عنوان رکنی از ارکان تشبیه استفاده کنی ناگاه تمام نوشته‌ات را در فرمی پست‌مدرن فرو برده‌ای.البته باید اقرار کنم که تابحال جز در حین نوشتن -همان موقع که به مانع بخصوصی بر می‌خورم- روی Cieli Di Amore...ادامه مطلب

ما را در سایت Cieli Di Amore دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 19:11

پرواز کبک‌ها تو آغازی بودی که می‌شناختمش؛آغاز یک نسل، آغاز قلب‌های بامحبت.تو کهن‌ترین کسی بودی که نمی‌توانست مهربان نباشد.تو پیش از آنکه من آموختن را بیاموزم، شهره بودی به خوش‌قلبی.و تو آنقدر مرا دوست‌داشتی که من نتوانستم هرگز بی‌مهری را دوست بدارم.تو را با عطر میوه‌ها به یاد می‌آورم. با عطر سیب، با عطر سوغاتی‌هایی که با سماجت برایمان می‌فرستادی. با بوسه‌هایی که وقتی کودک بودم، با اصرار بر صورت لجبازی که تقلا می‌کرد از آن‌ها بگریزد می‌زدی.تو را مانند یک درخت به یاد دارم؛ اما پیراهن بلند محبو Cieli Di Amore...ادامه مطلب

ما را در سایت Cieli Di Amore دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 15 تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 19:11

Cursed Whistler پژمردن، فروریختن، سوختن و بخار شدن، تکه‌تکه شدن، خرد شدن، هیچ‌کدام، هیچ‌کدام از این استعاره‌ها دیگر برای توصیف دردهایم کارا نیستند. واژه‌ها، همگی، یکپارچه و مساوی، شبیه لاشه‌ی باطری‌ شده اند، شبیه استخوان جویده‌شده‌ای که سگ‌های ولگرد هم دیگر به آن توجهی ندارند. پس بازمی‌گردم به ساده‌ترین روایت‌ها، آسان‌ترین بیان‌ها، ابتدایی‌ترین کلمات: دلم برایت تنگ شده.نشسته‌ام و تمام آهنگ‌هایی که برایم فرستاده بودی را یک به یک گوش می‌کنم و به این فکر می‌کنم که اگر یک بار دیگر برایم آهنگی می Cieli Di Amore...ادامه مطلب

ما را در سایت Cieli Di Amore دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 16 تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 19:11

چراغ‌هایی در دوردست آخرین باری که اینجا نوشتم، او را از دست داده بودم. اما مدت کوتاهی بعد موفق شدم که همه چیز را درست کنم و از همان موقع تا حالا، او را کنار خودم دارم.البته، چند روزیست که از هم دل‌خوریم و نمی‌دانیم باید چه کار کنیم، دست کم به زعم من اینطور است. برای همین تصمیم گرفتیم به یک متخصص زوج‌درمانی رجوع کنیم.احساس می‌کنم... همانطور که ما از طریق خاطرات به گذشته مربوط می‌شویم، این رویاها هستند که انسان را به آینده پیوند می‌دهند.و ریشه‌ی مشکل ما انگار این است که هنوز نتوانسته‌ایم رویای Cieli Di Amore...ادامه مطلب

ما را در سایت Cieli Di Amore دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 11 تاريخ: چهارشنبه 26 آذر 1404 ساعت: 19:11

چشمانم را که باز کردم دیدم توی یک خانه قدیمی و آشنا هستم. آشنا، اما خسته کننده. پتویم را کنار زدم و با پاهایی که بخاطر شلوار پوشیدن زیر پتو به گز گز افتاده بود به راه افتادم. کمی شتابزده بودم، نه بخاطر اینکه از چیزی هیجانزده باشم، بلکه کاملا برعکس. قدمهایم را سریعتر و بلندتر برمیداشتم تا زودتر از آنجا خارج شوم.رسیدم به راهپله و آن را پایین رفتم، اما انتهای راهپله به در یا اتاقی ختم نمیشد، بلکه آنجا یک پنجره بزرگ شیشهای بود. جلوی پنجره یک نردهبان تکیه داده بودند که مانع باز شدنش میشد. اگر میخواستم، میتوانستم زور بزنم و راه را باز کنم، اما نردبان میفتاد روی اجاق گازی که رویش قیمه بار گذاشته بودند و همه جا کثیف میشد.تق و تق در زدم و منتظر ماندم که کسی بیاید.مادربزرگم آمد. در را باز کرد و با رویی خوش به من چیزی گفت که آن را به خاطر نمیآورم. همان لحظه که پنجره باز شد، گرمایی شدید به صورتم خورد. سرم را پایین گرفتم و دیدم به جای دیوار سمت راست آشپزخانه، یک کورهی نانوایی با نهایت حرارت روشن است. پدربزرگم را دیدم که روبروی آن خم شده بود.سرم را از خروجی بیرون آوردم و همانجا که بودم، بالا گرفتم.نسیم خنک خوشایندی از سمت راست میآمد. حالا دیگر آنجا نایستاده بودم. اطرافم یک پلکان سیمانی بود و یک نرده چوبی، و انتهای پلهها به حیاطی دلگیر و خاکستری میرسید. مادرم پای پله ها ایستاده بود. دویدم. در آغوشش کشیدم و گفتم: «مامان، نمیدونی زندگی چقدر سخت و تنهاست.»چیزی نگفت اما در آغوشم گرفت. گربه کردم. لحظهی بعد مادرم آنجا نبود. تنها ایستاده بودم و دایی ام از دور مرا تماشا میکرد و سیگار میکشید.* * *از خواب بیدار شدم و این خواب را به یاد آوردم. ذهنم را مشغول کرده بود پس مدام مرورش Cieli Di Amore...ادامه مطلب

ما را در سایت Cieli Di Amore دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: جمعه 8 تير 1403 ساعت: 15:31

صفحه بندی