
خیلی دلم میخواهد که چیزی بنویسم. اما بدون عشق، چیزی برای نوشتن ندارم. البته، رنج و ملال نیز گاهی قلم را به فرسایش میاندازد، لیکن تهی از هردوی اینها هستم. احساس میکنم تخریب شدهام. میگویند اگر کسی دچار سوختگی درجه سه بشود، تقریبا دردی حس نمیکند. علتش هم این است که خود عصبها که وظیفهی مخابرهی درد را داند، از بین رفته اند. بهرحال، تماماً احساس وجود نداشتن میکنم. اما نمیخواهم با کسی دربارۀ آن صحبت کنم. نه دوست، نه دکتر و تراپیست. شاید همین مطلب را هم از روی عادت و اعتیاد به اسکرین صفحۀ ورود بلاگفا نو...
ادامه مطلب